X
تبلیغات
رایتل
پیام استاد محمد کریم خلیلی به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت استاد  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1384
پیام استاد محمد کریم خلیلی به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت استاد شهید عبدالعلی مزاری(ره) 16/12/1384
بسم الرب الشهداء و الصدیقین
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا (قرآن کریم)
هموطنان عزیز!
اجازه دهید قبل از همه، یازدهمین سالروز شهادت شهید راه عدالت و آزادی، مزاری بزرگ را به شما و به تمامی راست قامتان راه آزادی تسلیت عرض کنم. و نیز اجازه دهید، از همین جا خدمت شما و تمامی پیروان خط عدالت خواهی در نقاط مختلف جهان، عرض سلام نمایم!
با فرارسیدن 22 حوت، بخش عظیمی از مردم آزاد اندیش و عدالت طلب ما، در خارج و داخل افغانستان، با خون سرخ شهید مزاری و خط عدالتخواهانه او، تجدید میثاق می کنند. تکرار همه ساله 22 حوت، در واقع، تکرار و تجدید میثاق با آرمانهای بزرگی است که سالهای متمادی، بی آنکه مجال تبارز یابد، در سینه انسانهای تحت ستم تراکم کرده بود و سر انجام از حنجره مزاری فریاد شد. بنا براین تجلیل از مزاری فقط تجلیل از یک شهید نیست؛ تجلیل از یک رهبر سیاسی هم نیست؛ بلکه تجلیل از مزاری، تجلیل از عدالت، تجلیل از برادری و تجلیل از ایده و آرمان انسانی ساختن سیاست است.
خواهر و برادر!
همانگونه که مستحضر هستید، جریان ها و شخصیت های سیاسی، به هر پیمانه که قوی تر مطرح می شوند، به همان پیمانه، مورد توجه و داوری های متعدد و متضاد نیز قرار می گیرند. دقیقاً بر مبنای همین اصل است که می بینیم در مورد شخصیت شهید مزاری برداشت ها و قضاوت های یکسان وجود ندارد. عده ای با روایت های افراطی، تحت عنوان دوستی، چهره شهید مزاری را دیگرگون جلوه می دهند و عده ای هم با قضاوت های تفریطی، شخصیت او را تخریب می کنند؛ اما واقعیت این است که قضاوت منفی در مورد شهید مزاری، تماماً از سر دشمنی نیست؛ هرچند که عده ای هم از سر بغض و عداوت، تا هنوز لجوجانه و آگاهانه در برابر شخصیت آن شهید مقاومت می کنند.
بخش عمده ای از قضاوت های منفی، از سر نا آگاهی و بدفهمی است؛ و ریشه آن نیز باز می گردد به نوع تفسیر خود ما از اندیشه ها و آرمانهای مزاری؛ یا به تعبیر دقیق تر؛ اینکه چه تصویری از مزاری در ذهن تاریخ و جامعه جای می گیرد، در قدم اول نه به قضاوت های بدخواهان مزاری، بلکه به روایت های دوستان او بستگی دارد؛ زیرا تصویر واقعی مزاری قبل از همه در آیینه عملکردها، برداشت ها و برخوردهای دوستان و رهروانش متجلی می شود. البته این بدان معنا نیست که شخصیت پردازی و چهره آرایی مزاری به تخیلات ذهنی ما وابسته است؛ بلکه بر عکس، دقیقاً به این معنا است که ما باید با عملکرد درست و مزاری گونه و با ارائه تفسیر و تصویر واقعی از مزاری، اجازه ندهیم که دیوارهای ذهنی و خیالی، مزاری را از «بودن حقیقی» اش فاصله بدهد؛ چه اینکه مزاری یک حقیقت است و به اسطوره سازی و افسانه سرایی ضرورت ندارد. بناءً به جریان انداختن شخصیت شهید مزاری و ارسال تصویر واقعی از آن شهید، به سوی آنانی که از سر بدفهمی او را باور ندارند و یا آنانی که اغفال شده اند و او را دگرگونه باور دارند، سرلوحه اصلی مسؤولیت رهروان راستین خط مزاری را تشکیل می دهد.
در طی دو سال گذشته، آگاهانه و ناآگاهانه، بر آرمان ها و شخصیت شهید مزاری ستم های فراوان رفت. عده ای از دوستان آن شهید با غوغا سالاری های افراط گرایانه، کمتر اجازه دادند که شخصیت مزاری در سطح ملی به جریان انداخته شود. تبلیغات و عملکرد این طیف، شهید مزاری را نه یک چهره مشارکت جو و صلح طلب و ملی؛ که یک چهره جنگجو و جدایی طلب و ناسازگار و قوم گرا به تصویر می کشید. مسلم است که ارائه چنین تصویری از شهید مزاری دایره بدفهمی ها را گسترش می دهد و صف معارضانش را طویل تر می سازد. پس میراثداری مزاری نه با تفریط و نادیده انگاری شخصیت آفتابی او میسر است، و نه هم با افراط گرایی بهره جویانه سیاسی سازگاری دارد.
ما باید مزاری را آنگونه که بود، آنگونه که می اندیشید و آنگونه که ستم کشید، به دور از غوغا سالاری های سیاسی، به نسل های امروز و فردای جامعه؛ و به آنانی که هنوز او را درست نشناخته اند، بشناسانیم. و این یک ضرورت بزرگی است که حفظ میراثداری مزاری، در پیش پای تک تک ما قرار می دهد. ضرورتی که موفقیت آن، نه با شعار و غوغاسالاری های عوامفریبانه؛ بل درعمق عملکرد و موضع گیری های معقول، منطقی و عدالتخواهانه ما در تعاملات سیاسی موجود کشور قابل جستجو است.
خواهران و برادران!
حزب وحدت اسلامی افغانستان، با انگیزه عدالت طلبی و شعار مشارکت جویی، در شرایطی شکل گرفت که با شرایط امروز تفاوت های بنیادین داشت؛ اما آرمان و هدف ما در فاصله ای که از آن شرایط بحرانی و ستم زده، تا این فضای جدید و صلح آمیز طی کرده ایم، ثابت و تزلزل ناپذیر مانده است، هرچند که استراتیژی و تاکتیک، بسته به شرایط، ممکن است تفاوت هایی را نیز برتابد. فریاد عدالت طلبانه ای که با صدای رسای رهبر شهید این حزب، در فضای تب آلود آن زمان طنین انداخت، در هیچ شرایطی خاموش نشد، مقاومت غرب کابل درهم شکست، شمع وجود مزاری بزرگ، در مسیر تند باد طالبان و تروریزم به خاموشی گرایید؛ اما فریاد عدالتخواهی و مشارکت جویی همچنان ادامه دارد و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.
هدف ما داشتن یک افغانستان سرشار از صلح و آرامش بر اساس کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و حفظ حقوق شهروندی است؛ اما رسیدن به این هدف بزرگ تنها با دوری از تقابل، پرهیز از سلطه طلبی و یکجانبه گرایی اقوام و کنار گذاشتن سیاست حذف و نادیده انگاری یکدیگر ممکن به نظر می رسد. یا به عبارت دیگر، باور ما این است که رسیدن به ثبات پایدار سیاسی و داشتن یک افغانستان دموکراتیک، مرفه و مترقی، و اعتمادسازی میان گروه های مختلف، بدون بازنگری جدی به مبانی فکری و تعویض سیاست های شکست خورده حذف، تقابل و سلطه طلبی های قومی و سمتی میسر نخواهد بود.
ما همواره سعی کرده ایم، با چنین فهم و چنین تفسیر از سیاست، از صلح، از کشورداری و از امنیت و عدالت، با همه گروه ها و اقوام ساکن در کشور صادقانه همکاری کنیم؛ ولی هیچ گاهی در قالب این گروه و آن گروه حل نشویم و در تمام موضع گیری های خود به طور تزلزل نا پذیر و استوار منافع ملت افغانستان را به حیث یک کل در نظر بگیریم. در انتخابات ریاست جمهوری با همین تفسیر به میدان آمدیم و در انتخابات ولسی جرگه نیز، با همین دید، نگاه می کردیم.
در سایه سیاست هایی که عرض کردم، از یکسو تا حدی، باورهای اقشار، اقوام و طیف های مختلفی که تحت تأثیر تبلیغات منفی قرار داشتند، تغییر نموده و حقانیت موضع ما روشن تر گردیده است، واز سوی دیگر، دست آوردهای نسبتاً خوبی، در ساحات عملی و قانونی داشته ایم که من فعلاً در مقام بیان آنها نیستم. شما در جریان هستید، وقتی که پیکر پاک رهبر شهید را به خاک سپردیم، و از مزار عازم هزاره جات شدیم، جز خدا و یک مشت مردم دربدر، پدر مرده، مغضوب و نا امید هیچ چیزی نداشتیم؛ اما امروز خدا را سپاسگزاریم که مردم ما آبرومندانه وامیدوار، بخش بزرگی از آرمان های خود و رهبر شهیدشان را تحقق یافته می بینند و در عمق تاریخ و در آن سوی همه نارسایی ها و کاستی های موجود، شکوفایی ها و پیشرفت های بزرگی را احساس می کنند.
خواهران و برادران!
سیر تاریخ، همواره به سوی تکامل، تعامل و شکوفایی بیشترِ حقیقتِ انسان است. کسانیکه بخواهند در جهت مخالف این سیر حرکت کنند، از یکسو پندار غلط خود از سیر تاریخ را به نمایش می گذارند و از سوی دیگر ناگزیر است که سرانجام با سرشکستگی و ناکامی به این روند قهری و طبیعی گردن نهند.
قدر مسلم این است که هیچکس نمی تواند سیر تاریخ را متوقف کند. تاریخ همواره در حرکت است و سرانجام راه خود را در عمق جوامع انسانی باز می کند؛ اما نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد این است که انسانها و جوامع در کندی و سرعت این حرکت نقش به سزا دارند. مسؤولیت انسان در برابر تاریخ و جامعه نیز از همین زاویه مفهوم پیدا می کند، فلهذا تقاضای من از همه عاشقان عدالت و کرامت انسانی در افغانستان این است که دیگر اجازه ندهند، جشن غلبه دموکراسی بر استبداد، عدالت بر تبعیض، آزادی بر ستم و گفتگو بر مخاصمه، بیشتر از این به تأخیر افتد.
حرکت تازه ای که در مسیر آزادی و دموکراسی راه افتاده است، آسان به دست نیامده؛ گویی شهادت و مهاجرت میلیون ها انسان و شهادت عدالت خواهان بزرگی چون شهید مزاری؛ مقدمه همین مسئله به ظاهرساده بوده است. بناءً تقویت این حرکت نوپا، از وجایب اصلی هر انسان آزاد اندیش این سرزمین است. من نیز به عنوان یک فرد کوچک از این جامعه بزرگ، بار دیگر به نوبه خود با خون شهدای راه عدالت و آزادی و ازجمله رهبر شهید پیمان می بندم که در جهت تقویت روند موجود و رسیدن به یک افغانستان مبتنی بر صلح و تعادل و آزادی و امنیت، از هیچ تلاشی فروگذار نکنم. امیدوارم که در آینده نه چندان دور، شاهد افغانستانی آباد و سرشار از صلح، امنیت، معنویت و محبت باشیم.
ومن الله توفیق
محمد کریم خلیلی