اخرین سخنرانی رهبر شهید عبدالعلی مزاری (کابل)

اخرین سخنرانی رهبر شهید ۲۰/۱۱/۱۳۷۳

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بآنفسهم (قرانکریم)

با ابراز تشکر از شما مردم قهرمان ، فداکار و مخلص که در این ماه رمضان ، به محض آنکه از شما خواسته شد که بیایید تا در اینجا جلسه یی باشد ، حضور پیدا کردید این نکته باعث امید اینجانب است که شما برای سرنوشت تان حساس هستید و بخاطر ان فکر می کنید . در آیه ء کریمه یی که خدمت قرائت کردم ، خداوند تبارک و تعالی میگوید « ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم ُ مگر آنکه خود شان سرنوشت شان را تغییر دهند .» مفهمو این ایه ذکر یک سنت الهی است . بعد در ایات دیگر و روایاتی که جهت تفسیر آیات روایت شده است ُ گفته می شود که در سنت الهی هیچ تغییر و تبدیلی نیست. ما مکررآ خدمت شما عرض کرده ایم که مصداق کامل و تفسیر صحیح ای آیه در زندگانی مردم ما قابل درک است . شما وقتیکه تاریخ تان را مختصرا مورد مطالعه قرار و تفکر قرار دهید ُ میبینید که ادوار مختلفی از زندگی را طی کرده اید و در این دو سال و هشت ماه مقاومت کابل هم ثابت کردید که وقتی مصمم شدید از حیثیت تان دفاع کنید خدا هم شما را یاری کرد و شما توانستید همهء زورگویان را بر سر جای شان بنشانید و آنها را وادار کنید که بعد از جنگ های بسیار خطرناک بایند و معذرت بخواهند که اشتباه کردیم من معتقدم که این مساله در تصمیم ُ ارداه ُ ایستادگی و حساس بودن شما بخاطر سرنوشت تان نهفته است . تاریخ هم اثبات کرده که در دوران عبدالرحمن ، وقتی مردم ما در مقابل این حکومت ظالم و جائر ایستادند ُ هفت سال جنگیدند . عبدالرحمن هم تمام توطئه های را که بلد بود ، در این دوره علیه مردم ما به کار گرفت از تمام نقاط افغانستان لشکر جمع کرد و از همهء اقوام به جنگ مردم ما فرستاد . شصت نفر از علمای اهل تسنن را جمع کرد و فتوی گرفت که اینها (هزاره ها)رافضی و کافر اند . اما این توطئه ها ، هیچکدام کارساز نشد ند تا اینکه امدند و از بین مردم خاین تربیت کردند و آنها را وادار نمودند که به مردم ما خیانت کنند ، این مسأله کار ساز شد چگونه کارساز شد ؟ یعنی که در اثر این خیانت شصت و دو درصد از مردم ما نابود شدند !

شما می بینید در یک کشوری که عبدالرحمن پرچمدار اسلام به حساب می آید و گفته می شود که نورستان را که قبلا کافرستان بود ُ عبدالرحمن مسلمان ساخت اما همین شخص شصت و دو فیصد مردم ما را از بین برد و از اینجا تا هند به عنوان غلام و کنیز به فروش رساند مالیات هنگفتی از این کنیز و غلام فروشی وارد خزانه ء دولت می شد که مقدار دقیق آن را کتاب »افغانستان در ژنج قرن اخیر » نوشته کرده است .

بهر صورت ، بعد از آنکه شصت و دو فیصد مردم ما نابود شدند ، محرومیت و محکومیت مردم ما آغاز شد و از ان تاریخ تا حالا که بیش از صد سال میشود ، ما محروم بوده ایم در این جامعه تحقیر می شدیم هزاره بودن عیب بود ، شیعه بودن عیب بود . تعمد داشتند که ما را به مکتب ها اجازه ندهند و به کار و تجارت نگذارند . آنچه که در این جامعه امتیار به حساب می رفت ، ما از آن محروم بودیم در زمان شاه محمود خان رسمآ به وزارت فرهنگ مکتوب می نویسند که بچه های هزاره و شیعه را در حربی پوهنتون و سایر مکتب های که ارزش دارند ، نگیرند

شما این محرومیت را سپری کردید شما در این مملکت ، غیر از اینکه جوالی کشی کنید و بار پشت کنید دیگر ارزشی نداشتید کوچی ها وقتیکه در هزاره جات می امدند ، چای و پارچه و چیزهای دیگر شان را سر بام خانه میگذاشتند و میگفتند که پول اینها را من سال دیگر از همین جا میگیرم ! این را همه ء ما و شما دیدیم لمس کردیم

اما شما مردم که قبلا در مقابل افغان ها حرف زده نمی توانستید و یک نفر که از شهر و از طرف حکومت در منطقه ما امد ُ مردها پنهان می شدند و زن ها می گفتند که در این ابادی کس نیست ، وقتیکه انقلاب شروع شد ئ شخصا تصمیم گرفتید که وضع تان را تغیر بدهید ، خدا هم شما را یاری کرد و در ظرف سه ماه تمام مناطق هزاره جات ازاد شد در اینجا باز هم شاهد بودیم که چهار نفر خاینی که قبلا در حزب خلق و پرچم جذب شده بود ، اولین منطقه ء را که رفتند، خلع سلاح کردند و سلاح های شان را اوردند ، هزاره جات بود !

در حالیکه ما می دانیم هزاره جات سلاح نداشت سلاح مال افغان ها و سرحد آزاد و جاهای دیگر بود ووقتیکه خیل کوچی بر سر مردم ما می آمد یازده تیره حتی در گردن زن های شان هم آویزان بود تنها سلاحی که در میان ما مجاز بود «موش کش » و «دان پر» و «چره یی » بود و دیگر هیچ سلاحی جواز نداشت اما با این هم در حکومت مارکسستی هیچ کس حاضر نشد که برود افغان ها و کوچی ها را خلع سلاح کند ، ولی خاینین ما پیشگام شدند ، رفتند و هزاره جات را خلع سلاح کردند ! این کار را برای نیک نامی و خوش خدمتی شان کردند .

اما مردم ما باز هم با دست خالی ، با داس و قیچی و بیل توانستند که مناطق شان را در ظرف سه ماه آزاد کنند ، مسلمآ که این کار در تصمیم و اراده ء شما نهفته بود .

شما باید این نکته را به خاطر داشته باشید که در تاریخ بعد از محرومیت ها ورنج های زیاد ، فقط یک بار برای مردم شانس داده می شود که خود شان سرنوشت شان را تعین کنند و این شانس حالا برای شما داده شده است که نباید غفلت کنید شما مردم در این جا تحقیر می شدید ، توهین می شدید ، برای شما داستان های اهانت باری ساخته بودند . شما انقدر امین بودید که برای تمام صاحب منصبها خدمتگار باشید و در کنار خانم شان زنده گی کنید ُ دراین ها هیچ هراسی نداشتند که شما خیانت می کنید ، اما بر عکس شما اینقدر امین بودید که در این مملکت از بین شما یک کاتب مقرر شود ! در این جا شما امید نبودید منفور بودید،ولی برای نفر خدمتی امین بودید ! شما این دوران را سپری کردید .

از آنجاییکه ، در داخل افغانستان محکومیت داشتیم و محروم بودیم ، طبیعی بود که در خارج هم محرومیت داشتیم و هویت ما برای کسی شناخته شده نبود . در چهارده سال جهاد که هفتاد ملیارد دالر برای افغانستان مصرف شد ، باز کسی برای ما یک دالر کمک نکرد . در کنفرانسی که از سوی موسسه های غربی که در افغانستان کار میکردند ، در این جا یک نفر از خارجی ها ، پشت بلند گو میرود و میگوید که در اول انقلاب مردم شیعه و مردم هزاره جات منطقه ء خود را ازاد کردند ، اما اکنون در این جمع از اینها کسی را نیم بینم و از کمکهای هم که برای افغانستان می شود ، برای اینها نمیرسد.

شما میدانید که آنروز غرب به حدی از اتحاد جماهر شوروی ارسیده بود که در افغانستان هر دستی که برای مبارزه روس ها بلند می شد ، بدون آنکه نگاه کند که این دست چه دستی است یک «کلاش »برایش می داد که مبارزه کند مسلم است که این کمک ها برای خود مردم افغانستان نبود ، بلکه برای ترس از روسها بود . اما با اینهم یکی از مسئولین جهادی افغانستان پشت بلند گو میرود و بیشرمانه میگوید که این مسآله را من جواب میگویم بعد میگوید که اگ به این ها دوا کمک کنید ، احیانآمواد غذایی کمک کنید ، من موافق هستم ، ولی این ها که مبارزه کرده و منطقه ءشان را ازاد کردند ، ایران به این ها یک مقدار اسلحه داد و حالا در بین خود شان جنگ دارند ، اینها ظرفیت آن راندارند که از نگاه تسلیحاتی به آن هاکمک شود ! یعنی با این حرف برای خارجی ها اشاره داد که این ها وابسته ء ایران اند و شما احتیاط کنید . گب اصلی ، این بود .

شاید خیلی ها از مردم ما فکر کنند که شاید رهبران و مسئولین ما نخواسته اند که کمک های دنیا را بیاورند و در هزاره جات سرازیر کنند ، یعنیاینها با کمک خارجی مخالفت کردند در حالیکه واقعیت چنین نبود و ما محکومیت داشتیم و این محکومیت برای ما محکومیت تاریخی بود ، در چهارده سال جهاد برای افغانستان هفتاد ملیارد دالر مصرف شد و اکثریت قاطع ان هم در پاکستان مصرف شد یعنی از بهای خون این مردم در آنجاها خانه ساخته شد ، اما برای مردم ما یک دالر همی نرسید !

از نگاه طبیعی هم وقتی که نگاه کنیم ، سرزمین های که در افغانستان ارزش داشتند ،زراعت می شدند و مال ما بودند ، در دوران عبدالرحمن برای کوچی ها داده شده بودند . باقی حصص هزاره جات را هم عبدالرحمن فرمان داده بود که بروید و بگیرید آنها بخاطر سردی و دیگر مشکلاتش قبول نکرده و از این خاطر مانده است بعدآ یک مقدار علف که در بعضی جا ها بود ، کوچی ها را دادند که این علف ها را هم مال هزاره جات حق ندارد بچرد ، باید مال دیگران بچرد . بعد از این چهارده سال جهاد تنها چیزی که برای مردم ما رسیده همین است که کوچی از سر شان کم شده است دیگر در کشت و شبدر و رشقه ء شان مال کوچی نمی چرد ، بلکه خود شان می توانند از حاصل آن برای گاو و مال خود استفاده کنند .

مردم ما از روی مظلومیت و محرومیت از دیر زمان آمده و در کابل جا گرفته بودند ، وقتیکه دولت مارکسیستی سقوط کرد ، همگی مسلح شدند و مناطق زیادی را در دست گرفتند . این پیش آمد خلاف انتظار همه بود و فکر نمی کردند که این مسآله به این شکل پیش بیاید . لذا تصمیم گرفتند که مردم ما را بر دارند و سلاح شان را بگیرند تا اینها دیگر این هویت را نداشته باشند برای این کار دو سال و هشت ماه با ما جنگیدند .

در این جا من برای شما اطمنان می دهم که اگر شما مردم هم چنان مصمم باشید که خود تان سرنوشت تان را تعیین کنید ، از خدا رو نگردانید و توجه به خدا داشته باشید ، هیچکس توان آن را ندارد که بدون انکه سرنوشت شما تعین شود و حق شما برای تان برسد ، سلام تان را بگیرد (تکبیر مردم) این مسآله تجربه شده است یعنی در جنگ اول ، دوم ، سوم تا چهارم هیچ جریانی در افغانستان وجود نداشت که با و شما جنگ نکرده باشد . سنگرهای ما و شما هم درهمین غرب کابل ، خانه به خانه بود . ولی وقتی شما خواستید ، خدا شما را یاری کرد و همه این مناطق پاک شد . دشمنان از قندهار از هرات از تخار از بدخشان از هلمند و از همه جا که بر علیه ما لشکر کشیده و امدند ، مرده پس بردند . این تجربه شده است و حالا هم برای شما میگویم که کسی به زور بالای ما موفق نمی شود اما اگر کسی از میان مردم بیاید و خاین شودو خیانت کند ُ امکان داد که تاریخ تکرار شود و من در این باره هیچ بحثی ندارم ، شما میدانید که در افشار خیانت شد ، ضربه دیدیم ، در بیست و سه سنبله توطئه بود ، ضربه دیدیم. والا یک وجب سنگر مردم ما را کس به زور گرفته نمی تواند .

لهذا ما هیچگاهی طرفدار جنگ نیستیم و از اول نهم نبودیم از اول اینها در پیشاور دولت تشکیل دادند و گفتند که گب شیعه ها و هزاره ها را بعدآ میزنیم ماآنوقت در این طرف پل چرخی ، در ریاست هفت موقعیت داشتیم ، اگر ما میخواستیم جنگ کنیم ، همانجا صبغت الله مجددی را وارد شدن نمیگذاشتیم . ولی ما این کار را نکردیم و از هیمن حکومتی که ما را شریک نکرده بود و گفته بود حرف این ها را بعدآ میزنیم ، امیدم استقبال هم کردیم و وارد مذاکره شدیم با صبغت الله به توافق رسیدیم و این توافق هنوز اعلان نشده بود که اتحاد سیاف جنگ را علیه ما شروع کرد .

حالا هم ما طرفدار جنگ نیستیم ، با طلبه هم که آمده اند طرفدار جنگ نبودیم و نیستیم ، ولی برای مردم خود حقوق میخواهیم هرکس بیاید و این حق مسلم مردم ما را که در تصمیم گیری مملکت شریک باشند و یک چهارم سهم داشته باشند ، احترام بگذارد ، عاشق قیافه ء هیچ کسی نیستیم با ایشان مذاکره میکنیم و مسایل را حل میکنیم (تکبیر حضار)

بر این اساس ما نزد طلبه ها نفر فرستاده ایم که مذاکره کنیم از اینطرف اقای ربانی هم پیش من نفر فرستاده بود که طلبه ها همه را تهدید می کنند ، اختلافات خود را کنار بگذاریم ، دفاع مشترک کنیم ، ما گفتیم حرف نداریم . حالا هم برای شما میگویم که شما دو چیز را مد نظر بگیرید : یکی توجه به خدا داشته باشید که خدا از همه قویتر است و هیچکس در مقابل قدرت او نیست . این یک مسآله است و دیگر هم اینکه پیر ، جوان ، مرد ، زن ، کوچک ،وبزرگ متوجه باشید که کسی در میان شما خیانت نکند . اگر احیانآ خاینی می آید و خلاف منافع شما تبلیغ می کند ، وحشت وتشویش ایجاد می کند ، باید دستگیر کنید و بیاورید که جزا بدهیم

شما باید بدانید که اگر به این دو مسآله توجه نکنید یک بار دیگر تاریخ تکرار می شود و باز اگر از این شانس گذشت و محروم شدیم صد سال دیگر ضرورت دارد که شما باز به این موقعیت برسید این را متوجه باشید .

ما حالا سد دفاعی کامل تشکیل داده ایم بیشتر از هزار نفر نیروی جنبش را که در آنطرف شهر بود ، دیشب منتقل کردیم و در اینجا اوردیم چون اقای حکمتیار خبر داده بود که ما نیروهای خود را بیرون می کشیم ، اینقدر که دیگران نظاره کردند یک مقدار ما هم نظاره میکنیم تا ببینیم که چقدر میتوانند از خود شان دفاع کنند بلا فاصله نیروی جنبش ر ا اوردیم و در اینجا جا دادیم حالا از گذرگاه تا آنطرف هوتل زلمو خط دفاعی تشکیل داده شده و از اینطرف هم در قلعهء قاضی و کوه قوریغ خط دفاعی کاملآ تشکیل شده وشما هیچ تشویش نداشته باشیدو مطمعین باشید . اگر طلبه ها آمدند و مذاکره را قبول کردند ، و برای ما حق قایل شدند ، ما هیچ جنگی نداریم وقتیکه دراین مملکت حق مردم ما تامین شود و در سرنوشت خود شریک باشیم ، به سلاح هم هیچ کار و ضرورت نداریم ولی اگر کس بیاید و به ما حق ندهد و سرنوشت ما معلوم نباشد ، این سلاح به عنوان ناموس شیعه وهزاره است و کس این سلاح را به زمین نمیگذارد و به کس تحویل نمی دهد (تکبیر مردم) .

با شورای نظار هم جلسه داریم ، ارتباط دارند آتش بس شود ، چند بار مکرر هم گفته اند چون خود آنها در چهار اسیاب با طلبه ها درگیر شده و بین شان نفر کشته شده است و طلبه ها اصرار دارند که اول مناطق حزب را به ما تسلیم کنید ، بعد از آن با دولت حرف میزنیم اینها مقاومت کردنده اند تا حالا دو باره هیآت فرستاده اند که کدام نتیجه نداده است . با اینطرف هم تماس دارند و در ظاهر میگویند که ما با شما هیچ جنگ ندایم شما آتش بس را رعایت کنید اما شما مردم میدانید که اینها توطثه و دسیسه زیاد کرده اند از این جهت حالا هم باید مواظب باشید .

و اما امروز در این وقت روزه ، که آمدم شما را مزاهم شدم و خواستم که با شما صحبت کنم برای این بود که در این جا شایعه پخش شده بود که آقای حکمتیار نیرو های خود را بیرون کشیده است و بعضی ها در آنطرف در بازار ها تبلیغات می کنند و ایادی خود را در این جا هم فرستاده اند که گویا ما از بین شما فرار کرده ایم و در بین شما نیستیم . از این جهت برای شما تشویش خلق شده بود و من خواستم که از نزدیگ با شما صحبت کنم و این تشویش را رفع کنم .

من در اینجا میگویم که من هیچ منافعی غیر از منافع شما مردم ندارم . اگر من میخواستم که روی منافع شخصی خود فکر کنم ، در این دو سال و هشت ماه هم در کنار شما نمی نشستم (تکبیر مردم )

و این را برای شما اطمنان میدهم که کمک و یاری از خداست و ما به این خاطر پرگویی نمی کنیم ،به امید شما و رحمت الهی ، از خدا هیچ وقت نخواسته ام که من بدون شما ، به جایی بروم تا جان خود را نجات دهم و شما را در معرکه تنها بگذارم ، نه ، این را از خدا نخواسته ام (تکبیر مردم) خواسته ام که در کنار شما ، خونم اینجا بریزد و در بین شما کشته شوم (تکبیر مردم) و خارج از کنار شما ،زنده کی برایم هیچ ارزشی ندارد .

اینها در انطرف تبلیغ می کنند ، خیال خود شان کرده اند که از اینجا فرار کرده اند و در انجا رفته اند که خانه ء این دولت- آباد که ما را در اینجا پناه داده اند و گر نه کجا می شدیم(خندهء مردم) آنها برای خود شان اند .

و شما مطمئین باشید که ما در این جا در کنار شما هستیم و از خداخواسته ایم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیریم و از خدا میخواهم که آن روز که حقوق شما را گرفتیم برای ما توفیق شهادت را بدهد که در بین شما به شهادت برسیم (تکبیر مردم )

ماه رمضان است . از وقت هم گذشته است از اینکه شما را مزاهم شدم و در این وقت زحمت دادم ،می بخشید این ماه ، ماه خداست ،ماه رحمت است و ماهی است که خدا همه بندگانش را به مهمانی دعوت کرده است ،ماه اجابت دعا است ، و ما از شما تقاضا میکنیم که شب ها در مسجد جمع شوید ، احیا کنید دعا کنید که خدا شما را یاری کند و این ذلت گذشته ، بالای شما تکرار نشود (آمین مردم )

باز هم میگویم که شما آنطوریکه در قبل سنگرها را کمک میکردید ، و به انها رسیده گی میکردید حالا از شما تقاضا میکنیم که سنگر ها را مواظبت کنید حتی الامکان آنچه در توان شما است ، کمک کنید ، بچه ها را تشویق کنید و اگر از خائنین کسی می اید ، تبلیغ سوء می کند و هدفی برای خرابکاری دارد بلافاصله دستگیر کنید و به کمیته ء امنیت حزب وحدت هبر دهید که تاریخ بالای ما و شما تکرار نشود .

با تمام توان برای رفاه و امنیت شما و برای شما در تلاش هستیم (تکبیر مردم ) چه از راه مذاکره باشد ، مفاهمه باشد - در داخل و خارج اقدام کرده ایم - چه از راه دفاع .

والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته

پیام استاد محمد کریم خلیلی به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت استاد

پیام استاد محمد کریم خلیلی به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت استاد شهید عبدالعلی مزاری(ره) 16/12/1384
بسم الرب الشهداء و الصدیقین
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا (قرآن کریم)
هموطنان عزیز!
اجازه دهید قبل از همه، یازدهمین سالروز شهادت شهید راه عدالت و آزادی، مزاری بزرگ را به شما و به تمامی راست قامتان راه آزادی تسلیت عرض کنم. و نیز اجازه دهید، از همین جا خدمت شما و تمامی پیروان خط عدالت خواهی در نقاط مختلف جهان، عرض سلام نمایم!
با فرارسیدن 22 حوت، بخش عظیمی از مردم آزاد اندیش و عدالت طلب ما، در خارج و داخل افغانستان، با خون سرخ شهید مزاری و خط عدالتخواهانه او، تجدید میثاق می کنند. تکرار همه ساله 22 حوت، در واقع، تکرار و تجدید میثاق با آرمانهای بزرگی است که سالهای متمادی، بی آنکه مجال تبارز یابد، در سینه انسانهای تحت ستم تراکم کرده بود و سر انجام از حنجره مزاری فریاد شد. بنا براین تجلیل از مزاری فقط تجلیل از یک شهید نیست؛ تجلیل از یک رهبر سیاسی هم نیست؛ بلکه تجلیل از مزاری، تجلیل از عدالت، تجلیل از برادری و تجلیل از ایده و آرمان انسانی ساختن سیاست است.
خواهر و برادر!
همانگونه که مستحضر هستید، جریان ها و شخصیت های سیاسی، به هر پیمانه که قوی تر مطرح می شوند، به همان پیمانه، مورد توجه و داوری های متعدد و متضاد نیز قرار می گیرند. دقیقاً بر مبنای همین اصل است که می بینیم در مورد شخصیت شهید مزاری برداشت ها و قضاوت های یکسان وجود ندارد. عده ای با روایت های افراطی، تحت عنوان دوستی، چهره شهید مزاری را دیگرگون جلوه می دهند و عده ای هم با قضاوت های تفریطی، شخصیت او را تخریب می کنند؛ اما واقعیت این است که قضاوت منفی در مورد شهید مزاری، تماماً از سر دشمنی نیست؛ هرچند که عده ای هم از سر بغض و عداوت، تا هنوز لجوجانه و آگاهانه در برابر شخصیت آن شهید مقاومت می کنند.
بخش عمده ای از قضاوت های منفی، از سر نا آگاهی و بدفهمی است؛ و ریشه آن نیز باز می گردد به نوع تفسیر خود ما از اندیشه ها و آرمانهای مزاری؛ یا به تعبیر دقیق تر؛ اینکه چه تصویری از مزاری در ذهن تاریخ و جامعه جای می گیرد، در قدم اول نه به قضاوت های بدخواهان مزاری، بلکه به روایت های دوستان او بستگی دارد؛ زیرا تصویر واقعی مزاری قبل از همه در آیینه عملکردها، برداشت ها و برخوردهای دوستان و رهروانش متجلی می شود. البته این بدان معنا نیست که شخصیت پردازی و چهره آرایی مزاری به تخیلات ذهنی ما وابسته است؛ بلکه بر عکس، دقیقاً به این معنا است که ما باید با عملکرد درست و مزاری گونه و با ارائه تفسیر و تصویر واقعی از مزاری، اجازه ندهیم که دیوارهای ذهنی و خیالی، مزاری را از «بودن حقیقی» اش فاصله بدهد؛ چه اینکه مزاری یک حقیقت است و به اسطوره سازی و افسانه سرایی ضرورت ندارد. بناءً به جریان انداختن شخصیت شهید مزاری و ارسال تصویر واقعی از آن شهید، به سوی آنانی که از سر بدفهمی او را باور ندارند و یا آنانی که اغفال شده اند و او را دگرگونه باور دارند، سرلوحه اصلی مسؤولیت رهروان راستین خط مزاری را تشکیل می دهد.
در طی دو سال گذشته، آگاهانه و ناآگاهانه، بر آرمان ها و شخصیت شهید مزاری ستم های فراوان رفت. عده ای از دوستان آن شهید با غوغا سالاری های افراط گرایانه، کمتر اجازه دادند که شخصیت مزاری در سطح ملی به جریان انداخته شود. تبلیغات و عملکرد این طیف، شهید مزاری را نه یک چهره مشارکت جو و صلح طلب و ملی؛ که یک چهره جنگجو و جدایی طلب و ناسازگار و قوم گرا به تصویر می کشید. مسلم است که ارائه چنین تصویری از شهید مزاری دایره بدفهمی ها را گسترش می دهد و صف معارضانش را طویل تر می سازد. پس میراثداری مزاری نه با تفریط و نادیده انگاری شخصیت آفتابی او میسر است، و نه هم با افراط گرایی بهره جویانه سیاسی سازگاری دارد.
ما باید مزاری را آنگونه که بود، آنگونه که می اندیشید و آنگونه که ستم کشید، به دور از غوغا سالاری های سیاسی، به نسل های امروز و فردای جامعه؛ و به آنانی که هنوز او را درست نشناخته اند، بشناسانیم. و این یک ضرورت بزرگی است که حفظ میراثداری مزاری، در پیش پای تک تک ما قرار می دهد. ضرورتی که موفقیت آن، نه با شعار و غوغاسالاری های عوامفریبانه؛ بل درعمق عملکرد و موضع گیری های معقول، منطقی و عدالتخواهانه ما در تعاملات سیاسی موجود کشور قابل جستجو است.
خواهران و برادران!
حزب وحدت اسلامی افغانستان، با انگیزه عدالت طلبی و شعار مشارکت جویی، در شرایطی شکل گرفت که با شرایط امروز تفاوت های بنیادین داشت؛ اما آرمان و هدف ما در فاصله ای که از آن شرایط بحرانی و ستم زده، تا این فضای جدید و صلح آمیز طی کرده ایم، ثابت و تزلزل ناپذیر مانده است، هرچند که استراتیژی و تاکتیک، بسته به شرایط، ممکن است تفاوت هایی را نیز برتابد. فریاد عدالت طلبانه ای که با صدای رسای رهبر شهید این حزب، در فضای تب آلود آن زمان طنین انداخت، در هیچ شرایطی خاموش نشد، مقاومت غرب کابل درهم شکست، شمع وجود مزاری بزرگ، در مسیر تند باد طالبان و تروریزم به خاموشی گرایید؛ اما فریاد عدالتخواهی و مشارکت جویی همچنان ادامه دارد و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.
هدف ما داشتن یک افغانستان سرشار از صلح و آرامش بر اساس کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و حفظ حقوق شهروندی است؛ اما رسیدن به این هدف بزرگ تنها با دوری از تقابل، پرهیز از سلطه طلبی و یکجانبه گرایی اقوام و کنار گذاشتن سیاست حذف و نادیده انگاری یکدیگر ممکن به نظر می رسد. یا به عبارت دیگر، باور ما این است که رسیدن به ثبات پایدار سیاسی و داشتن یک افغانستان دموکراتیک، مرفه و مترقی، و اعتمادسازی میان گروه های مختلف، بدون بازنگری جدی به مبانی فکری و تعویض سیاست های شکست خورده حذف، تقابل و سلطه طلبی های قومی و سمتی میسر نخواهد بود.
ما همواره سعی کرده ایم، با چنین فهم و چنین تفسیر از سیاست، از صلح، از کشورداری و از امنیت و عدالت، با همه گروه ها و اقوام ساکن در کشور صادقانه همکاری کنیم؛ ولی هیچ گاهی در قالب این گروه و آن گروه حل نشویم و در تمام موضع گیری های خود به طور تزلزل نا پذیر و استوار منافع ملت افغانستان را به حیث یک کل در نظر بگیریم. در انتخابات ریاست جمهوری با همین تفسیر به میدان آمدیم و در انتخابات ولسی جرگه نیز، با همین دید، نگاه می کردیم.
در سایه سیاست هایی که عرض کردم، از یکسو تا حدی، باورهای اقشار، اقوام و طیف های مختلفی که تحت تأثیر تبلیغات منفی قرار داشتند، تغییر نموده و حقانیت موضع ما روشن تر گردیده است، واز سوی دیگر، دست آوردهای نسبتاً خوبی، در ساحات عملی و قانونی داشته ایم که من فعلاً در مقام بیان آنها نیستم. شما در جریان هستید، وقتی که پیکر پاک رهبر شهید را به خاک سپردیم، و از مزار عازم هزاره جات شدیم، جز خدا و یک مشت مردم دربدر، پدر مرده، مغضوب و نا امید هیچ چیزی نداشتیم؛ اما امروز خدا را سپاسگزاریم که مردم ما آبرومندانه وامیدوار، بخش بزرگی از آرمان های خود و رهبر شهیدشان را تحقق یافته می بینند و در عمق تاریخ و در آن سوی همه نارسایی ها و کاستی های موجود، شکوفایی ها و پیشرفت های بزرگی را احساس می کنند.
خواهران و برادران!
سیر تاریخ، همواره به سوی تکامل، تعامل و شکوفایی بیشترِ حقیقتِ انسان است. کسانیکه بخواهند در جهت مخالف این سیر حرکت کنند، از یکسو پندار غلط خود از سیر تاریخ را به نمایش می گذارند و از سوی دیگر ناگزیر است که سرانجام با سرشکستگی و ناکامی به این روند قهری و طبیعی گردن نهند.
قدر مسلم این است که هیچکس نمی تواند سیر تاریخ را متوقف کند. تاریخ همواره در حرکت است و سرانجام راه خود را در عمق جوامع انسانی باز می کند؛ اما نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد این است که انسانها و جوامع در کندی و سرعت این حرکت نقش به سزا دارند. مسؤولیت انسان در برابر تاریخ و جامعه نیز از همین زاویه مفهوم پیدا می کند، فلهذا تقاضای من از همه عاشقان عدالت و کرامت انسانی در افغانستان این است که دیگر اجازه ندهند، جشن غلبه دموکراسی بر استبداد، عدالت بر تبعیض، آزادی بر ستم و گفتگو بر مخاصمه، بیشتر از این به تأخیر افتد.
حرکت تازه ای که در مسیر آزادی و دموکراسی راه افتاده است، آسان به دست نیامده؛ گویی شهادت و مهاجرت میلیون ها انسان و شهادت عدالت خواهان بزرگی چون شهید مزاری؛ مقدمه همین مسئله به ظاهرساده بوده است. بناءً تقویت این حرکت نوپا، از وجایب اصلی هر انسان آزاد اندیش این سرزمین است. من نیز به عنوان یک فرد کوچک از این جامعه بزرگ، بار دیگر به نوبه خود با خون شهدای راه عدالت و آزادی و ازجمله رهبر شهید پیمان می بندم که در جهت تقویت روند موجود و رسیدن به یک افغانستان مبتنی بر صلح و تعادل و آزادی و امنیت، از هیچ تلاشی فروگذار نکنم. امیدوارم که در آینده نه چندان دور، شاهد افغانستانی آباد و سرشار از صلح، امنیت، معنویت و محبت باشیم.
ومن الله توفیق
محمد کریم خلیلی